درباره وبلاگ

اي ستاره ،ما سلاممان بهانه است
عشقمان دروغ جاودانه است!
در زمين زبان حق بريده اند، حق زبان تازيانه است
! وآنکه با تو صادقانه درد دل کند
هاي هاي گريه ي شبانه است
فهرست اصلی
دوستان
مدادرنگی(پدرام خوش کلام)
ماندگار(مهسا جونم)
ایران سرزمینی اباد(پرنده عاشق)
وعشق صدای فاصله هاست (زینب جونم)
بغض خاموش(سولماز جونم)
دولتمند انی(کاندید عزیز)
شعرو ادب(اقا محمدقائدی)
نامزدی..5سال...یکی دیگه..اخه چرا من(اقا محمد با وفا)
رویایی ترین شب برفی(سفید برفی پاک)
به یادم باش ( سیما جون)
کلبه اشفته
کلبه محبت وعاشقانه
پری(عاشق رهگذر)
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
در زمانیکه وفا قصه برف به تابستان است
وصداقت گل نایابی
ودر چشمان پاک شقایقها عابر بی عاطفه غم جاریست
به چه کس باید گفت ؟؟؟
باتوانسانم و خوشبخت ترین...
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 7 دی1385 ساعت 8:31 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
زیباترین حرف شما چیه؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 7 دی1385 ساعت 7:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
گریه نکن عروسکم
اون منو یادش نمیاد
ولی من عاشق میمونم
حتی اگه خودش نخواد
نوشته شده توسط ارزو در چهارشنبه 6 دی1385 ساعت 6:48 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عظمت باید در نگاه تو باشد نه در انچه که می نگری (اندر ژید)![]()
دوزخ یعنی دیگر عاشق نبودن .(جرج برنانس )![]()
پاکدل باش تا دلها را پروانه خود سازی.(ایرانشهر)
زندگی سعادتمند تنها در عشق واقعی خلاصه میشود .(البرت هوبرد )![]()
عشق زندگیست اگر عشق را از دست دهی زندگی را از دست داده ای.(لئو بوسکالیا )![]()
عشق میوه تمام فصلهاست ودست همه کس به شاخسارش می رسد .(مادرترزا)![]()
انجا که عشق نمیابید ،عشق ارزانی کنید ،عشق خواهید یافت .(یوحنا صلیبی)![]()
تنها راه حقیقت عاشقانه حرف زدن است.(هنری دیویدتورو)![]()
زندگی بدون عشق همچون درخته بدون شکوفه است.(خلیل جبران )![]()
عشقی که با اشکهای چشم شست وشو شودهمیشه پاک و زیبا خواهد بود.(شکسپیر)![]()
میان انسان و شرافت رشته باریکی است که ان قول است. ![]()
چیزی که در زن قلب مرا تسخیر میکند مهربانی اوست نه روی زیبایش من زنی را دوست دارم که مهربانتر باشد .(شکسپیر)![]()
زن کودکی است که با اندک تبسم خندان وبا کمتر بی مهری گریان میشود .(هرود)****![]()
نوشته شده توسط ارزو در چهارشنبه 6 دی1385 ساعت 6:42 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شاید این را شنیده ای که زنان در دل
ضعف خود را عیان نمی سازند
راز دار و خموش ومکارند
آه من هم زنم ،زنی که دلش
در هوای تو میزند پر وبال
دوستت دارم ای خیال لطیف
دوستت دارم ای امید محال......
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط ارزو در سه شنبه 5 دی1385 ساعت 1:50 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
روزی خواهم آمدو پیامی خواهم آورد....
نوشته شده توسط ارزو در یکشنبه 3 دی1385 ساعت 12:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مرگ خود میبینم و رویت نمیبینم هنوز
بر لب امد جان ورفتند اشنایان از سرم
شمع را نازم که می گرید به بالینم هنوز
ارزو مرد وجوانی رفت و عشق از دل گریخت
غم نمیگردد جدا از جان مسکینم هنوز
روزگاری پاکشید ان تازه گل از دامنم
گل به دامن می فشاند،اشک خونینم هنوز
گرچه سرتا پای من مشت غباری بیش نیست
در هوایش چون نسیم از پای ننشینم هنوز
سیمگون شد موی غفلت همچنان بر جای ماند
صبحدم خندید و من درخواب نوشینم هنوز
نوشته شده توسط ارزو در جمعه 1 دی1385 ساعت 7:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
پای تو گرفته ام ندارم زتو دست
درمان زه که جویم که دلم مهر تو خست
می طعنه زنی که بر جگرت ابت نیست
گر برجگرم نیست چه شد برمژه هست
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 30 آذر1385 ساعت 11:4 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
كاش ميشد راز چشمان تورا با اشك ماه
روي گلبرگ گل سرخي نوشت
يا نگاهت را ميان آسمان
تا هميشه قاب كرد
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 30 آذر1385 ساعت 10:57 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
ستارگان بر مخمل شب میدرخشند... همچون برق نگاهی دلفریب ... مهتاب سیمای زیبایش را بر زمین دوخته... وگویی ارامش را بردلها می پاشد ... قرص ماه چون همیشه فریادش... اوای سکوتی ست که گویا ... خبر از غمی پنهان می دهد...
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 30 آذر1385 ساعت 10:47 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
گفتند:ستاره را نمیتوان چید وانان باور کردند برای چیدن ستاره باریدم وهر چند دستانم تهی ماند اما چشمانم لبریز ستاره شد ستاره های درونت را در شب چشمانت رها ساز و باور کن عشق را هدفی نیست انچنان که به دست اید در اغوش جای گیرد ویادر ایینه چشمانت به تصویر نشیند باور کن که عشق خود همه چیز است
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 30 آذر1385 ساعت 10:43 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
هنوز واژه دوستت دارم از زبانم بر نیامده بود که به پاکی اسمانی چشمانت دل بستم چقدر اسمان چشمانت دلگیر شده کاش هنگامی که از پس بزرگترین ابگیرهای قلبت میگریستی میتوانستم طراوت چشمانت را ببینم .
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 30 آذر1385 ساعت 10:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
در حوالی کلبه کوچکمن ،هوای دلتنگی تو به مشام می رسد . دلهره ای با من است که دلتنگی تو را درونم می جوید،کلمه ای بجز عشق نمی یابم برای تسکین انچه ازرده خاطرت کرده. تمام دلتنگیهایت را به من بده . امشب میخواهم در کنار تو تا صبح دلتنگیهایت را در استانه چشمانم به رود بگویم،که انچه مارا از عشق لبریزمی کند همین بهانه های ساده دلتنگی ست که بار ان را در کنار هم به دوش میکشیم . دلم را انگونه برایت ساختم که تا اخر عمر پناهگاه خستگی دستانت باشد وحرفهای نگفته چشمانت بزرگترین دلتنگی های قلبم شود وبی قراری انتظار فقط ---صبوری--- می خواهد
نوشته شده توسط ارزو در پنجشنبه 30 آذر1385 ساعت 10:33 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تا تـــــــــــــــــودر هوای منی آسمان بی ستاره نیست/فکرم بال میزندهیچ پرنده ای بی آشیانه نیست!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط ارزو در چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت 10:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
چگونه فريــــاد كنــــــم اندوه لحظه های نبودنت را آنقـــــــدر از مـــــــــــــن دوري كه براي رسيدن تقويم قد نمي دهد اما برايــــــــــــــــــــــــــــــت مي نويسم از روزهــای تنهــــــــایـــــــــــــی ودل تـــــــــــــــــــــــــــهي و چشمهاي منتــــــظر و دردي كه با ديدنت تسكين مي يابد از همــــــــــــه وهمـــــــــــــــه كه نشان نبودنـــت را ميدهــــــد![]()
![]()
نوشته شده توسط ارزو در چهارشنبه 29 آذر1385 ساعت 10:10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
تا با تو بوم نخسپم از یاریها تا بی تو بوم نخسپم از زاریها سبحان الله که هردو شب بیدارم تو فرق نگر میان بیداریها ![]()
نوشته شده توسط ارزو در دوشنبه 27 آذر1385 ساعت 11:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت